4ماهگي
سلام دختر مامان
ماماني رو ببخش كه دير به دير سراغت مي يام و واست مي نويسم.
ماماني يه كم سرش شلوغ شده.صبح ها كه مي يام سر كار و تا ساعت 2 سركارم.وقتي ام كه تو را از مهد مي يارم تا شب ازت جدا نميشم.
ما عاشقتيم.من و بابايي واسه با تو بودن له له ميزنيم.نمي دوني چقدر عزيزي.تو دنياي مايي.
نمي دونم چرا عصر ها نسبت به صبح نا اروم تري.
تازگي ها واسمون مي خندي و يه لحظه از مامان دل نميكني.همش نگات دنبال منه.
چند وقتيه كه واست حريره برنج و بادام درست ميكنم و بهت ميدم .الهي مامان دورت بگرده.نمي دوني وقتي سر كارم چقدر دلم واست تنگ ميشه.همش ساعت رو نگاه ميكنم كه 2 بشه و بيام خونه تو را ببينم.
اين عكست رو تازگي ها گرفتم

داري روز به روز خانم تر و با وقار تو و تو دل برو تر ميشي.
تازگي ها ياد گرفت كه دستت رو مشت ميكني و بهشون نگاه ميكني. خنده هات بيشتر شده و دلبري ميكني.
ركساناي مامان تو هستي مني.هميشه بدون مامان خيلي دوست داره و واست همه كاري ميكنه.توام قدر ما رو بدون.درسته كه وظيفه هر پدر و مادريه كه واسه بچش زحمت بكشه اما اين بي انصافيه كه بچه ها هم قدر پدر و مادرشون رو ندونن.
مدام پوشكتون رو عوض كردن،شيرت دادن و....
حالا مي فهمم چرا ميگن پهشت زر پاي مادران است.بايد مامان بشي تا بفهمي چه حس خوبيه اين مامان شدن.
الهي دورت بگردم الهيييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
قربونت بشم.




4ماهگي
